4 روش برای افزایش کارایی ذهن
برای ارتقای IQ شاید دو مرحله اولیه که مربوط به سنجش توانایی های شفاهی افراد هستند، برایتان خیلی راحت تر از دو مورد بعدی که ماهیت اجرایی دارند، باشند. به هر حال هر یک از این مراحل نیازمند دقت و تمرکز بالای داوطلب بوده و برای قدم گذاشتن به مرحله بعدی باید تلاش کنید.
( مرحله 1 - لغات را با صدای بلند تشریح کنید ) :
یکی از آزمون های IQ ، تست دایره ی واژگانی است. در طول این آزمون از افرد می خواهند که در مورد لغاتی که به او ارائه می شود، توضیح دهد. به طور اخص هدف این تست آزمایش این مطلب است که یک نفر تا چه اندازه ای می تواند خود را ابراز کند. از آنجایی که این آزمون بیشتر بر روی دانش های قبلی و تجربیاتی که در گذشته به دست آورده اید تاکید دارد، گفته می شود که هوش شکل گرفته ی شما را می سنجد.
برای تقویت این توانایی می توانید فرهنگ لغت را باز کنید و اولین کلمه ای که به چشمتان خورد را انتخاب کرده و با صدایی کاملاً متعادل در مورد آن برای کسی که در مقابلتان نشسته است، صحبت کنید. به عنوان مثال اگر کتاب را باز کردید و لغتی مثل "قره نی" به چشمتان خورد، ضعیف ترین توضیحی که می توانید از آن داشته باشید "نوعی آلت موسیقی" است. اگر قدری از بهره هوشی بالاتری برخودار باشید، میتوانید بگویید: "نوعی آلت موسیقی مانند نی توخالی است که با هوایی که از دهان خارج می شود، به صدا در می آید. با دمیدن جریان هوا به داخل آن می توان صداهای مختلفی را ایجاد کرد. روزنه هایی که بر روی این آلت موسیقی وجود دارند به ما اجازه می دهند تا صداها را تغییر داده و موسیقی ایجاد کنیم."
شاید این مثالی که در بالا به آن اشاره شد، تا حد زیادی منحصر بفرد باشد، اما نمونه خوبی برای تفهیم این امر بود که چگونه باید به ذات کلمات رسوخ کرد.
( مرحله 2 - ایده گرفتن از اشیاء ) :
این گزینه شبیه سازی نوعی "استدلال انتزاعی شفاهی" است؛ و توانایی شما را در اظهار نظر کردن در مورد مفاهیم مختلف به نمایش می گذارد. معمولاً باید نوعی رابطه و یا الگوی خاص میان سه شی و یا بیشتر پیدا کرده و بعد شئی را انتخاب کنید که با الگوی اولیه مطابقت داشته باشد.
برای افزایش IQ خود 10 شی را انتخاب کنید. به عنوان مثال: DVD ، فنجان، بالشت، کتاب و غیره. سپس شروع کنید به طور شفاهی در مورد هر یک از آنها صحبت کنید و روی جزئیات گفته های خود دقیق شوید تا به یک حقیقت در مورد آن رسیده و بتوایند از آن ایده ی جدیدی برداشت نمایید. به عنوان مثال:
-کپیDVD اولین قسمت حقایق زندگی بر روی زمین در مقابل من قرار دارد.
- اولین نسخه DVD حقایق زندگی مقابل من است.
- DVD اولین قسمت حقایق زندگی
- حقایق زندگی
- سریال کمدی
- سرگرمی
افکار انتزاعی برای ایجاد ارتباط میان موضوعاتی که ظاهراً هیچ ارتباطی به یکدیگر ندارند، ضروری است. به منظور جمع زدن برخی موارد معین به صورت انتزاعی، شما نیازمند حس استنتاج و قیاس بالایی هستید.
( مرحله 3 - عینیت بخشیدن به مفاهیم انتزاعی )
آزمون های جای خالی "ادراک سه بعدی، تجزیه و تحلیل بصری-انتزاعی، و حل مسئله" را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند. در این قسمت فرد را امتحان می کنند که تا چه اندازه می تواند چیزی راکه درک کرده بیان کند.
این مورد را در نظر بگیرید: هیچ کس نمی تواند هوش را تشریح کند؛ این عبارت نمیتواند در بردارنده هیچ گونه مفهوم تفصیلی متداول و دارای چهارچوب از پیش تعیین شده باشد. ما معتقدیم که می توانیم، اما آیا می توان این توانایی را ملموس سازی نمود. از آنجای که در حال حاضر مقابل کامپیوتر نشسته اید اجازه دهید با استفاده از یک مثال کامپیوتری موضوع را برایتان بازتر کنیم؛ به دو صفحه ی وب مجزا فکر کنید: یکی صفحه آرشیو بدون وجود هیچ گونه لینک، و دیگری یک صفحه ی فعال ویکی پیدیا با لینک های چند رسانه ای (hyper links). صفحه آرشیو به درستی می تواند نشانگر تمام چیزهایی باشد که ما در ذهن خود داریم و یاد گرفته ایم – ثابت و بدون حرکت – و اما هوشی که در ذهن ما وجود دارد می تواند مانند صفحه ی ویکی پیدیا باشد، به صورت اتوماتیک لود شده و از طریق آن می توان با صدها ایده ی دیگر در تماس باقی ماند. همانطور که از هر صفحه ی اینترنت به راحتی می توانیم به صفحات دیگر رجوع کنیم، در ذهن خود نیز می توانیم در عرض چند ثانیه، ایده های مختلف را مورد تحلیل و بررسی قرار دهم.
در این مثال ما سعی کردیم ادراک خود از عملکرد ذهن را برای شما به عینیت نزدیک کنیم. شما می توایند قضاوت کنید که ما در کار خود موفق بوده ایم یا نه. حالا برای اینکه ضریب هوشی خود را افزایش دهید سعی کنید این کار را خودتان امتحان کنید. در مورد طبیعت، اینترنت و هر چیز دیگری که به ذهنتان می رسد این کار را انجام دهید و به ادراک خود قابلیت ملموس اعطا کنید.
( مرحه 4 - تقارن یابی ) :
استدلال ماتریسی به منظور محاسبه ی "توانایی حل مشکلات به طور غیر شفاهی، استدلال استقرایی و قیاس سه بعدی" می باشد.
در ساخته سینمایی "ذهن زیبا" جان نش "(راسل کرو)" توانایی خارق العاده ای در تقارن یابی برای هر شی در هر موقعیت مکانی دارد. شما هم باید یک چنین تمرینی را آغاز کنید. قدم بزنید و در طی زمانی کمتر از 10 دقیقه شروع کنید به ساختن نوعی حس مرئی از اطراف خود. سعی کنید در هرج و مرج و آشفتگی هایی که در اطرافتان وجود دارد نوعی هماهنگی ایجاد کنید. زاویه ای را که ناودان قدیمی با پیاده رو خیابان می سازد را در نظر بگیرید، ببینید که چگونه شیشه های برف پاک کن اشعه های خورشید را باز تاب می دهند، به فاصله ای که اگر میان برگ های درختان نبود از آنها یک پرده درست می کرد توجه کنید و ...به جای اینکه به آسفالتی که بر روی آن قدم می زنید توجه کنید، به بازتاب نور در آب راکدی که داخل یک گودال کوچک خیابانی ریخته شده، توجه کنید.
شعر طنز
به نام خدا
با عرض سلام و خوش آمد به مراجعین عزیز وبلاگ .
در اینجا بر خود لازم می بینم تا از دوستانی که با
نظرات خود باعث دلگرمی و راهنمای ما هستند تشکر کنم .
![]()
در این پست شعر جدیدی رو که به تازگی از آقای خلیل جوادی در اینترنت
منتشر شده است را برای شما دوستان عزیز در نظر گرفته ایم .
به عنوان یادآوری باید خدمت شما عرض کنم که آقای خلیل جوادی
با شعر محکمه الهی شناخته شدند که فایل صوتی این شعر هم
در ادامه برای دانلود قرار داده شده است .
<< طنـــــــــــــــزیم خانواده >>
هیچ میدونین چــرا طــــــلاق زیــــــاده؟
چـرا شُـله پیچــــای خـــــــــــانـــــواده؟
یــه ریشتــر م کـــــــه زندگی بلــــرزه
همــون دقیــــقه پیــچ و مُهــره هــــرزه
بــاید یه جـــــــور باشه مُهره بـــــا پیـچ
وگـــــــرنــه کُـــلّ زندگیت میشـه هیـچ
خواستی اگه بـــــا کــسی وصلت کنی
بـــــاید یــه کم ســـایزشــو دقّـت کـنی
نگـــــــــــو درستش میکنـم ســــه روزه
خـــــــــرابتـــرم میشـه دلت میســــوزه
زنت اگــــــه مثـل خـــودت نبــــــاشـــه
دو روز دیگه تـو خــــونه ی بــــابــــاشه
چـــرا میــخـوای رزوه شــو تغیــیر بـدی
نیـــومـــده بـــــه طفلـکی گیـــــر بـدی
چــــرا میخــوای نوششو نیشش کنی؟
مُهره ی نمــــره پنجـــو شیشش کنی؟
تو که خودت ســایـزتــــو داری از پـیش
برو پی مُهــــره ی نمـــــره ی شیــش
این کــــــــه میگم نمـــــره ی اخلاقـیه
بقیـــــه ی چیزا هنـــــــوز بـــــــــاقـیـه
همّه چی مون از روی خـود خــــواهیـه
تصــــــوّ راتمـــون همـش وا هیـــــــه
از ته شـــوش بگیر برو تـــــــا جــــردن
دروغ شــــــده عینهــــو آب خـــــوردن
رفیقمون تـــوی پی . اچ . دی گیـــــره
میخـواد بــره دی . اچ . پی ام بگیــره > d.h.p=دختر حاجی پولدار
یارو خودش هر کاری خـواسته کــرده
دنبـــال دختــــــر نجیب می گـــــــرده
میخواد مث هلـــــو رسیـده بـــــــاشه
آفتـــــاب و مهتاب ام ندیـده بـــــــاشه
درسته میدون مـــــــانـــــــــورش کمه
امـــــــــــــــا اونم مثــــل خــودت آدمه
شــایـد اونم کسی رو دیده بـــــــاشه
یکی دو بــــار دلش تپیــده بــــــاشــه
این چیــــــــزا بیــن آدمــــــــا ذاتـیـــه
اون کــــه اینــــارو نداره قــــــــــاطیـه
اینجا ” تی “دو نقطه مون “طــا”شـده
قــافیه مـون یه خورده ” اکفــا ” شده
یـه مــــو قه هـایی بـــا یــه ذرّه دقت
نقــــطه ی ضعفت میشه عیـــــــــن
به خـاطـر یــه “طـــــــا ” نمیگـزم لب
دوبــــــاره مـیـرم سـر اصل مطلـب
دختــر بیچـاره کــه شکل مـــاهــه
چیکــار کنـه کـه قلب تـو سیـــاهـه؟
خـدا بـه اون هـر چی قشنگی داده
از نظــر تــــو مــــایــه ی فســــاده
بهش میگی از تـو خـونـه جُم نـخور
هــر چی بگـه میگی صـداتــو بـبُر
تو خـونه اخم و فُحش و دادو بیــداد
تـــوی خیـابونم کـه گشت ارشـــاد
———— ——— ——— ——-
بـاید بری کُلاتــــــو قــــاضی کنی
یـه خورده تمـرین ریــــــاضی کنی
دلت میخواد تــــو هـر دقیـقه و رُب
هر چی میگی اونم فقـط بگه خُب
امّا مهمّه خُب چـه جـــوری باشه
از ته دل بــاشه یــا زوری بـــاشه
خُبای کوتاه و کشــــــــیده داریـم
خُبای بی حال و لهیـــــــده دارـیم
فـرق اینــــا زمین تــا آسمــــونـه
آدم بـــــاید ایــن چیـزارو بدونــــه
مثل دوتــــا ردیـف تــوی مثـنــوی
یه خُب باید بگی یه خُب بشنـوی
یه بیت خوب ، با دوتـا خُب قشنگه
یکی خُبش کـم بشه کار می لنگه
———— ——— ——— —-
تــــا پســــرا بهم نگفتن چـــــرا
یه خورده هم برم سر دختـــــرا
———— ——— ———
بعد چهــــار ســـــال پشت کنـکـور
قبول شدی یه جــــای دور بــــا زور
آخر سر گــــرفتی بـــــا هـنّ و هن
لیســـــــانــس درّه تپّـــه از رودهـن
نشستی خــونـه گل لگد می کنی
خـواستـگارای خــوبــو رد می کنی
به خـــــــاطر اینکـه لیسـانس داری
بی خـودو بی جهت کلاس میذاری
چرا باید تو کـه لیسانسه مــــونی؟
از رو کتــاب متنـو غلـــــط بخـونی؟
یه نکته هم بگم که یـــــــادت نـره
لیسانس خوبه ، ولی سـواد بهتره
میگی فلانی کــه بـابــاش وزیــــره
روزی هزار دفـعه بـرات می میـــره
برای ســـرکــار که بـابــات عـوامـه
فکـرای اینـجوری خیــال خـــــامــه
آخه بابــا اونکه بـــابـــاش وزیــــره
مگه خُـله بیـــــاد تـــــــورو بگیــره
هرجـــا میری کلّی طلا بــاهـــاتـه
تمـــوم دغدغت النگـــــوهـــاتــــه
تــــــوی طــلا فــــروشیـا پلاسی
بــه این میگن آخــــر بی کلاسی
میخوای مث عروس قصّه ها شی
کلّ نداشته هــاتـو داشته بـاشی
هزار امیــــد و آرزو بــاهــــاتــــــه
اینــا امید نیست، عُقده هـــــاتــه
شوهر بیچاره کـه کـــــــارمنــــده
چـه میدونه قیمت بنــــــز چـنــده
فـرشای شوهرت کــه زیر پـــاتـه
بعض گلیم پـــــاره ی بـــابـــــاتـه
صبر اونم یـه دفعـه ای سر میــاد
صدای آژیـــــــــر خطـر در میـــاد
وقتی ببــینه زندگیش سیـــاهــه
چاره ی کـــــار توی دادگــــاهــه
8/8/88
میلاد با سعادت امام هشتم
امام رضا (ع) گرامی باد

حضرت رضا (علیه السلام) در یازدهم ذیقعدﺓ الحرام سال 148 هجری در مدینه منوره دیده به جهان گشودند.
پدر بزرگوار ایشان امام موسی کاظم (علیه السلام) پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال 183 ﻫ.ق.
به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند و مادر گرامیشان "نجمه" نام داشت.
نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان "رضا" به معنای
"خشنودی" میباشد. چون كنيه امام موسى كاظم (ع) نيز ابوالحسن است ،
به امام رضا(ع) ابوالحسن ثانى نيز گفته مىشود .
ایشان در سن 35 سالگی عهدهدار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند .
یکی از القاب مشهور حضرت "عالم آل محمد" است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان
میباشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف
انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد دلیل کوچکی بر این سخن است .

چند آهنگ از خوانندگان خوب کشورمان در وصف امام رضا (ع)
وعدههای غذایی پیش از ورزش
آنچه که قبل، بعد و هنگام ورزش کردن میخورید اهمیت زیادی دارد. اگر مدتی قبل از ورزش کردن چیزی خورده باشید انرژی مورد نیاز برای فعالیت را خواهید داشت و در هنگام ورزش دچار علائم گرسنگی نخواهید شد. قسمت عمدهی انرژی که برای فعالیت عضلات به کار میرود در واقع روز قبل ذخیره شده است. به همین دلیل یک وعدهی غذایی بعد از ورزش نیز مورد نیاز است تا بدن برای ورزش دوباره آماده باشد.
چه زمانی باید خورد؟
ورزش کردن با شکم پر کار درستی نیست. زیرا غذا در معدهی شما باقی میماند و موجب ناراحتی معده، تهوع و درد شکمیمیشود. برای اطمینان از داشتن انرژی کافی برای ورزش و جلوگیری از ناراحتی معده باید ترتیبی بدهید که وعدهی غذایی قبل از ورزش کاملا هضم شده باشد.این کار بسته به اینکه چه مقدار غذا خورده باشید از 4 -1 ساعت به طول میانجامد. البته افراد مختلف نیز با هم متفاوتند. در واقع خود شما باید تجربه داشته باشید که چه مدت زمانی برای شما مناسبتر است.
اگر صبح مسابقه و یا تمرین دارید بهترین کار این است که زودتر بیدار شوید تا فرصت کافی برای خوردن وعده غذایی پیش از ورزش را داشته باشید. در غیر این صورت میتوانید چیزی را برای خوردن یا نوشیدن انتخاب کنید که 30 ـ 20 دقیقه قبل از ورزش هضم شده باشد.
هر چه به زمان ورزش نزدیکتر باشید باید کمتر بخورید و بهتر است از مایعات به جای غذاهای جامد استفاده کنید زیرا دستگاه گوارش مواد مایع را سریعتر هضم میکند.
چه باید خورد؟
از آنجا که انرژی مورد نیاز بیشتر عضلات از گلوکز تامین میشود وعدهی غذایی پیش از ورزش باید شامل کربوهیدرات بیشتری باشد و راحت نیز هضم شود. مانند میوهها، نانها و ....
برنامه ریزی:
برنامهریزی بر اساس مسابقه و زمان ورزش اهمیت زیادی دارد. زمان مسابقه، مقدار غذا و انرژیای که نیاز دارید، مقدار مایعی که مصرف میکنید و مقدار مایعاتی که از دست میدهید باید مد نظر باشد. وعدهای که مصرف میکنید باید قبلا تجربه کرده باشید و از امتحان کردن وعدههای جدید در روزهای مسابقه خودداری کنید.
غذاهای پیشنهادی قبل از ورزش:
چگونه خوردن قبل از ورزش کردن چیزی است که افراد ورزشکار بر اساس تجربههای قبلی خود انجام میدهند. اما ما این موارد را پیشنهاد میکنیم :
- وعده غذایی جامد 4 ساعت قبل از ورزش
- یک خوراک مختصر و پر کربو هیدرات و مایعات پر انرژی 3 ـ 2 ساعت قبل از ورزش
- جایگزین کردن مایعاتی که از دست میدهید 1 ساعت قبل از ورزش کردن.
1 ساعت و یا کمتر مانده به زمان ورزش:
- آبمیوه یا سبزیجات مانند آب پرتقال، آب گوجه فرنگی،
- میوه های تازه مانند سیب، هندوانه، هلو، انگور، پرتقال،
- تا حد اکثر 1.5 فنجان نوشیدنیهای پر انرژی مخصوص ورزش.
3 ـ 2 ساعت قبل از ورزش:
- میوهی تازه
- آب میوه و یا سبزیجات
- نان و نانهای شیرینی
- ماست کم چرب
- نوشیدنی پر انرژی مخصوص ورزش و ...
4 ـ 3 ساعت پیش از ورزش:
- آب میوه و یا سبزیجات
- نان و نانهای شیرینی
- نوشیدنی پر انرژی مخصوص ورزش
- سیب زمینی پخته
- ذرت و یا غلات همراه شیر کم چرب
- نان به همراه کمی کره بادام زمینی یا ورقهی نازک گوشت یا پنیر کم چرب و ...
از چه غذاهایی پیش از ورزش باید اجتناب کرد؟
غذاهای پر چرب سختتر هضم میشوند، برای هضم شدن به مدت زمان زیادی نیاز دارند و مدت زیادی در معده میمانند. همچنین موجب میشوند که خون بیشتری برای کمک به معده در هضم غذا به سمت معده بیاید و موجب ایجاد درد شکمی و ناراحتی گوارشی شود. به همین دلیل باید از خوردن موادی مانند چیپس و سیب زمینی سرخ شده، شکلاتهای چرب و مواد غذایی پر چربی خودداری کرد.
به خاطر داشته باشید که ممکن است برنامهای که به خوبی برای شما کار میکند در مورد هم تیمی شما مفید نباشد. وضعیت سلامت، غذاهای مورد علاقه و ویژگیهای فردی موجب میشود تا برنامه غذایی ورزشکاران کاملاً فردی و اختصاصی باشد.
ورزش کنید تا سالم تر باشید
تصنیف
تصنیف ، کلامی موزون که همراه با آهنگ خوانده می شود. برای تصنیف تعاریف گوناگونی داده شده که از آن جمله است : سخنانی شعر مانند، مرکّب از پاره های مساوی یا نامساوی اغلب دارای قافیه و وزن عروضی و گاه بدون آن ، که معمولاً همراه موسیقی خوانده می شود و امروزه اینگونه سخنان را ترانه نیز می خوانند؛ تلفیق شعر و موسیقی به روش استقرار موسیقی بر شعر یا شعر بر آهنگ (ستایشگر، ذیل واژه )؛ آهنگ سازی و شعرِ آهنگین (همائی ، ص 82).
این سنّت که شخصی هم شعر بسراید و هم برای آن آهنگ بسازد، از دیرباز در ایران وجود داشته است . واژة پارتی (پهلوی اشکانی ) «گوسان » که معادل واژة «خنیاگر» است ، می تواند نشان دهندة رواج سنّت خنیاگری در زمان هخامنشیان و ساسانیان باشد. گوسانها، راویان شعر و موسیقی و افسانه ها و اساطیر قوم خود بودند و افسانه های کهن از طریق آنان جمع آوری و برای اولین بار کتابت شد (بویس و فارمر ، ص 43ـ 45، 50، 63). در دورة ساسانی ــ که شعر و موسیقی با یکدیگر ارتباط چشمگیری داشتند ــ معمولاً هر کس که
قادر به سرودن شعر بود، تحصیل موسیقی می کرد و هر کس ذوق موسیقی داشت ، شعر نیز می سرود (اقبال آشتیانی ، بخش 1، ص 14). باربد * ، موسیقیدان و شاعر عصر ساسانی ،از نامدارترین این هنرمندان بود.
سنّت خنیاگری در فرهنگ ایرانی تا دورة معاصر در وجود موسیقیدانان شاعر و شاعران موسیقیدان ادامه یافت . عارفِ قزوینی * (متوفی 1311 ش ) و علی اکبرخان شیدا * (متوفی 1285 ش ) از آخرین بازماندگان این دسته از هنرمندان بودند. عارف هم شعر می سرود، هم آهنگ می ساخت و هم اجرای تصنیفها را توأمان بر عهده داشت ؛ اما این شکل بسیار عالی و موفق ، با تخصصیتر شدن موسیقی در سالهای اخیر، تقریباً متوقف شد (لطفی ، 1372 ش ، ص 203).
بنا بر تحقیق ملک الشعرای بهار، در ایران دورة ساسانی ظاهراً سه نوع شعر وجود داشته است : سرود، داستان ، و ترانه . سرودها، همانند خسروانیها، اشعاری هجایی و مُقَفّا و نسبتاً طولانی بودند که در حضور پادشاهان خوانده می شدند و همراه با آنها موسیقی نواخته می شد. داستانها از نوع حماسه و ذکر مناقب پهلوانان و سلاطین بودند که در حضور رجال و در مجامع عمومی و جشنهای ملی ، با ساز و آواز خوانده می شدند. ترانه ها، که به اشعار تصانیف امروزی شباهت داشتند، شامل تعابیر عاشقانه بودند و به طبقات عامه اختصاص داشتند (بهار، ج 1، ص 70).
بعد از اسلام ، سرودها و داستانها، به سبب تحولات سیاسی و اجتماعی ، از میان رفتند؛ گرچه رسم داستانگویی به شعر و همراه با آواز و ساز هنوز هم در میان روستاییان و برخی قومها، بویژه کردها و بلوچها، وجود دارد (همان ، ج 1، ص 70ـ71). به نوشتة بهار (ص 70ـ71، 101ـ102)، اعراب به سبب ناآشنایی با زبان فارسی و موسیقی سنگین آن ، از میان تمام انواع شعر، ترانه را به سبب سادگی و زودفهمی آن پذیرفتند و با در آمیختن آن با آنچه از موسیقی روم و شام اقتباس کرده بودند، شعر عروضی عرب را پدید آوردند. این نوع شعر بعدها به ایرانیان رسید، از جمله شعر ابن مفرّغ : «آب است و نبیذ است / و عُصارات زَبیب است / سمیّه روی سپیذ است » یا شعری که کودکان بلخ می خواندند: «از خُتَلان آمذیه / بِرُو ] یاتَرّ و [ تباه آمذیه / آوار باز آمذیه ». اعراب ، این نوع تصنیفهای هجایی عامیانه را «حَرارَه » می گفته اند. از این قبیل تصنیفها که در قرنهای بعد ساخته شده ، یک نمونه باقی مانده است که مردم آن را هنگام به زندان برده شدن احمد عَطّا ش (متوفی 508)، از بزرگان باطنیه ، برای تحقیر او همراه با طبل و دهل می خوانده اند ( رجوع کنید به راوندی ، ص 161)؛ با اینهمه ، پس از ایجاد حکومتهای امرای فارسی زبان در خراسان ، اقسام شعر غنایی ، به جای سرود و داستان ، پدید آمد: قصیده جانشین سرود، مثنوی جانشین داستان (شعر داستانی )، و دوبیتی جانشین ترانه شد. سرود را «چکامه »، شعر داستانی را «چامه »، و ترانه را «غزل » نامیدند و در عین حال ، واژه های ترانه و دوبیتی و رباعی هم باقی ماندند و از مجموع غزل و ترانه و دوبیتی ، اشعار آهنگین ، یعنی تصنیف ، به دست آمد (بهار، ج 1، ص 72). به نوشتة همائی ، غزل و ترانه و رباعی و دوبیتی ، مخصوص اشعار غناییِ ملحون بوده که با ضرب و آهنگ و ساز و آواز خوانده می شده است . غزل معروف رودکی سمرقندی با مطلع «بوی جوی مولیان آید همی / یاد یار مهربان آید همی »، که رودکی همراه با نواختن چنگ در مجلس امیر نصر سامانی خواند، از همین نوع اشعار ملحون بوده است (ص 77). این نوع اشعار را «قول » نیز می گفته اند و واژة «قوّال » به معنای «غزلخوان و سرودخوان » را از آن ساخته اند. این نوع غزل تا اواخر قرن پنجم ــ که غزل به معنای شعر مجرد در مقابل شعر ملحون باب شد ــ رواج داشته و اصطلاح تصنیف بعدها جانشین همین نوع قول و غزل شده است . تصنیف به معنای اصطلاحی اولین بار در آثار عبدالقادربن غیبی مراغی (متوفی 838) به کار رفته است ( رجوع کنید به 1370 ش ، ص 339ـ340، 377، 379ـ380؛ همو، 1366 ش ، ص 217، 221، 230، 237ـ 238 و جاهای دیگر). همائی در بارة علت نامیده شدن شعر ملحون به تصنیف ، نوشته است که در کتابهای عبدالقادر مراغی ، تعابیری چون تصنیفِ قول و تصنیفِ صوت و تصنیفِ عمل به کار رفته و بتدریج ، بر اثر کثرت استعمال ، مضافٌالیه حذف شده و لفظ تصنیف به تنهایی به معنای آهنگ سازی شده و تصنیف قول و صوت و غزل مصطلح گردیده است . این تحول در کاربرد، در کتاب عالم آرای عباسی (تألیف در 1025) کاملاً مشهود است (همائی ، ص 82).
عبدالقادر مراغی (1344 ش ، ص 198؛ همو، 1370 ش ، ص 336) انواع تصنیف را چنین آورده است : نوبه یا نوبت
شامل چهار قطعه : قول (شعر عربی )، غزل (شعر فارسی )،
ترانه (در وزن رباعی )، فروداشت (شبیه قول )؛ بسیط ، که
از یک قطعة عربی تشکیل می شود، شامل طریقه ، صوت و تشییعه ؛ کل الضروب ، دارای طریقه و تشییعه ؛ کل النغم ،
شامل نغمات هفده گانه در یک قطعه ؛ نَشید عرب ، دارای
دو بیت نثر و دو بیت نظم ؛ عمل ، شامل اشعار فارسی ؛
صوت ، بدون میانخانه و تشییعه ؛ پیشرو، بدون شعر و زخمه ، گاهی با شعر.
در دورة صفوی تعداد شاعران تصنیف ساز زیاد بوده ، نام آنان و پاره هایی از اشعار ملحونشان در تذکره های آن دوره آمده است . نصرآبادی (ص 318ـ319) در بارة شاه مراد خوانساری نوشته است که او در فن موسیقی و ترکیب تصنیف و قول و عمل بی مانند بود و شاه عباس ماضی (شاه عباس اول ، حک : 978ـ 1038) به او توجه بسیار داشت ، چنانکه برای تصنیفی که در مقام دوگاه و نوروز و صبا ساخته بود («صد داغ به دل دارم زان دلبر شیدایی / آزرده دلی دارم من دانم و رسوایی »)، انعام و خلعت گرفت .
یکی از معروفترین تصنیفهای دورة زندیه ، در بارة فرجام غم انگیز لطفعلی خان زند، تا چند دهة پیش بین اهالی فارس
و کرمان رایج بود: «هر دم صدای نی میاد/ آواز پی درپی
میاد/ لطفعلی خانَم کی میاد/ روح و روانَم کی میاد» (ذکاء، ص 110ـ111).
به گفتة استادان موسیقی اواخر دورة قاجار، سنّت تصنیف خوانی از دیرباز در شیراز وجود داشته و وجود تصنیف سازان نامدار شیرازی تبار و وفور انواع کلام ملحون و آهنگهای با کلام در سنّت موسیقی شیراز، دلیل بر این ادعاست (لطفی ، مصاحبة مورخ 25 فروردین 1377).
تقریباً از عصر صفوی به بعد، تصنیفها را، به جای تقسیم بندی کمّی یا ظاهری (از باب اندازة شعر و نوع فارسی یا عربی بودن آن )، به لحاظ کیفی یا محتوایی و بسته به مفاهیم کلام مندرج در آن (مثلاً بزمی ، رزمی ، انقلابی ، انتقادی ، سیاسی و مانند اینها)، تقسیم کردند. تصنیف و انواع آن را هم مردم و هم موسیقیدانان متخصص می ساختند (همانجا). سازندگان تصانیفِ عامیانه ، افرادی گمنام بودند و محرک آنها در ساختن تصانیف ، مسائل سیاسی و اجتماعی بود. نوع خاصی از تصنیف دارای ارزش هنری بالا، ساختة استادان موسیقی ، به نام «کار و عمل » در دورة قاجار رواج داشت که گاه مقصود از ساختن آنها، نمایش دادن مقام یا بیشترِ گوشه های هر دستگاه یا آواز در متن اجرای کار و عمل بود (مستوفی ، ج 1، ص 297، پانویس ).
آهنگ ضربی نواختن و تصنیف خواندن ، مثل آوازخوانی ، تخصص و مهارت می خواهد و تصنیف خوان باید بتواند ضرب را تشخیص دهد تا در موقع خواندن ، وزن را از دست ندهد و از ضرب خارج نشود (خالقی ، بخش 1، ص 399). نمونه های بسیاری از تصنیفهای مشهور دورة قاجار وجود دارد که گاه کلام یا آهنگ آنها و گاه هر دو توأمان ضبط و ثبت و نگهداری شده اند (همان ، بخش 1، ص 388ـ394؛ کیانی ، ص 68ـ69)، از جمله تصنیفهایی که مردم به مناسبت اوضاع سیاسی و اجتماعی ، در مورد واقعه ای یا شخصیتی خاص ، می ساختند، مانند تصنیفِ گرانیِ نان ، هنگام سفر ناصرالدین شاه به فرنگ (1287)؛ کسوف (1299) و عزل مسعود میرزا ظلّالسلطان از حکومت اصفهان و چند ولایت دیگر (1304؛ مشحون ، ج 2، ص 443ـ444). برخی از تصنیف خوانان و ضربی خوانانِ مشهور اواخر دورة قاجار تا اواسط دورة پهلوی عبارت بودند از: آقاجان اول و دوم ، محمدصادق خان * (سرورالملک )، حبیب اللّه سماع حضور * ، آقاجان ضرب گیر (عین الدوله ای )، تقی خان نسقچی باشی ، باقرخان لبو، بالاخان (نی داوود)، عبداللّه دوامی ، حسین خان اسماعیل زاده * ، رضا روانبخش * ، مهدی غیاثی ، حسین تهرانی * و ملوک ضرابی کاشانی . از تصنیفهای دورة قاجار، نمونه هایی باقی مانده که مشتمل است بر مضامین اقتصادی ـ اجتماعی ، مضامین تغزلی و گاه مضامین خلاف ادب و نزاکت (بنا بر رسم آن روزگار در بعضی مواضع ). این تصنیفها، در دورة اولِ ضبط صدا در ایران (سالهای قبل از جنگ جهانی اول )، بر روی صفحات ضبط شده است (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به سپنتا، ص 136ـ 166).
سه تصنیف ساز بزرگِ دورة معاصر، علی اکبر شیدا، عارف قزوینی و محمدعلی امیرجاهد * (متوفی 1356 ش ) بودند. تصانیف شیدا بیشتر دارای مضامین عارفانه و عاشقانه ، و تصانیف عارف قزوینی مستقیماً در بارة انقلاب مشروطه است . اولین بار عارف قزوینی تصنیف با مضامین ملی سرود. تصانیف امیرجاهد بیشتر دارای مضامین اخلاقی و وطن پرستانه و دعوت به نوسازی فردی و اجتماعی است .
از اوایل دهة 1320 ش ، ترانه سرایی بتدریج رونق گرفت و یکی از مشاغل سازمانهای اداری موسیقی در پایتخت شد و از آن به بعد، به جای تصنیف سازی ، ساختن آهنگ و سرودن شعر دو کار جداگانه شد؛ آهنگ تصنیف را «نواساز» و شعر آن را «ترانه سرا» می ساخت و واژة ترانه سرا از همان سالها رواج یافت و شناخته شد. ترانه سرایان مطرح و حرفه ای نظیر رحیم معینی کرمانشاهی (متولد 1300 ش )، اسماعیل نواب صفا (متولد 1303 ش )، پرویز خطیبی (متولد 1304 ش )، بیژن ترقی (متولد 1309 ش ) و تورج نگهبان (متولد 1311 ش )، رهی معیری * (متوفی 1347 ش )، از سردمداران اصلی جریان ترانه سازی در سالهای 1325ـ 1355 ش بودند و بعد از انقلاب اسلامی (1357 ش ) نیز به طور مقطعی و پراکنده به ترانه سرایی ادامه دادند. در کنار اینان ، تعدادی از شاعران ــ که به طور مقطعی یا دائم با سازمان اداری موسیقیِ رادیو تهران همکاری می کردند ــ گاه ترانه هایی می ساختند، از جمله سیدعلی مرجوع کنید بهید ثابتی ، سیدمحمود فرخ خراسانی ، عبداللّه الفت ، مهرداد اَوستا * ، حسین پژمانِ بختیاری * و نظام وفا * .
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، به دلیل نظرگاههای منفی متدینان نسبت به سوابق ترانه خوانی و حتی نام ترانه ، به تصنیفها و ترانه هایی که در ستایش از انقلاب و رزمندگان جنگ عراق با ایران ساخته شد عنوان سرود دادند. در این دوره بتدریج موسیقی گذاشتن بر اشعار سعدی و مولوی و حافظ رواج یافت و تصنیف سرایی و ترانه سازی تقریباً کنار گذاشته شد؛ اما در سالهای اخیر با فعالیت مجدد شعرای ترانه سرای قدیم و جدید، نظیر علی معلم دامغانی ، حمید سبزواری ، سپیده کاشانی ، هوشنگ ابتهاج (سایه )، جواد آذر، محمود شاهرخی و بامداد جویباری ، این کار همچنان رواج دارد.
شعر تصنیف ، بر خلاف شعر سنّتی ، دارای اوزان متنوع و مصراعهای نامساوی (برخی کوتاه و برخی بلند) است . نزدیکی اوزان عروضی شعر فارسی با ادوار موسیقایی ، بین شکل اشعار سنّتی فارسی و تصنیف مشابهت پدید آورده است . در تصنیفهای قدیمتر، بیتی از شعرای قدیم تضمین می شد و سپس قافیه آزاد می گردید، مثل تصنیف بیات اصفهان اثر علی اکبر شیدا که در آن بیتی از سعدی تضمین شده است : «سلسلة موی دوست حلقة دام بلاست / هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست »/ تو که بی وفا نبودی ، پر جور و جفا نبودی / من از دست غمت ، من از دست غمت دارم گله بسیار/ مرا صبر و تو را، مرا صبر و تو را حوصله بسیار (مشحون ، ص 467). گاهی نیز تصنیف ساز از ابتدا وزنی را از بحور شعر فارسی انتخاب می کرد و مصراع اول یا دوم را خود می سرود و هنگام تنگنای قافیه ، اصل تساوی اوزان را به نفع زیباسازی موسیقی رها می کرد، مانند این تصنیف عارف قزوینی (ص 341) در دستگاه افشاری : «نمی دانم چه در پیمانه کردی / تو لیلی وش مرا دیوانه کردی / جانم جانم دیوانه کردی / خدا خدا دیوانه کردی جانم / ای تمنای من / یار زیبای من / تویی لیلای من / مرا مجنون صفت دیوانه کردی ».
این شگرد، این امکان را به تصنیف ساز می داد که نغمه های زیباتری بیافریند. بیشتر ضربها و ادواری (وزنهای موسیقی ) که در تصنیف استفاده می شود، باید روان و ساده باشد. بحور موسیقی تصنیف بیشتر بر پایة چند بحر معروف غزلهای فارسی است ، از جمله : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن ، مستفعلن مستفعلن مستفعلن ، و فعولن فعولن فعولن فعول . در تصنیفها از بحرهای ترکیبی ، نظیر وزن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن ، کمتر استفاده می شود؛ اگرچه این بحر در گوشة «کرشمه » استفاده می شود، در تصنیف کمتر به کار گرفته شده است . تصنیفهای شاد همواره در بحور کوتاه و مُقَطّع و تصنیفهای سنگینتر و جدّیتر در بحور بلندتر ساخته می شوند. اصولاً تصنیف قالبی است با بحور خیلی بلند و ادوار سنگین . شاید علت انتخاب وزنهای سنگین ، رابطه ای است که میان آواز آزاد سنّتی و وزنهای تصانیف وجود دارد (لطفی ، 1372 ش ، ص 204ـ 205). با بررسی تصنیفهای قدیمی ، ملاحظه می شود که روند اجرای تصنیفها هم مثل هنر غزل خوانی ، تنها با نظم نغمه ها انجام پذیر است و تکرار چند کلمه از کلام تصنیف یا افزودن کلماتی ظاهراً بی معنی در جای خود، از خصوصیات ویژة این هنر است ، از جمله در تصنیفی معروف و قدیمی در مایة شوشتری : «از تیر مژگان می زنی تیرم چند، تیرم چند، تیرم چند/ دل را همین یک تیر از جا برکند، جا برکند، جا برکند/ چرا می زنی می زنی می زنی می زنی یار/ چرا می کُشی می کُشی می کُشی می کُشی یار/ تو از ناوَک مژگان ، تو از ناوک مژگان / همه خلق جهان را/ همه پیر و جوان را، جانم ، همه پیر و جوان را». این کلمات اضافی و تکراری در بافت کلی تصنیف جریانی روان می یابند و حس و بیان نهفته در اثر را القا می کنند (کیانی ، ص 69ـ70). در بررسی هم آوایی شعر و موسیقی در تصنیفهای ردیف ، خصوصیات اساسی و مشترکات آنها را می توان دید که مهمترین آنها تبعیت کلام از نغمه است ، تا حدی که کلام به نفع نغمه به دو یا چند پاره تقسیم می شود، تکرارها و کلمات اضافی در بین می آیند و انطباق وزن کلام یا نغمه بر اساس کمیّتهای هجاها و تکیه هاست و هجاهای وزنی شعر در تلفیق صحیح با موسیقی ، به تبع پایه های وزنی شعر جابجا می شوند (همان ، ص 79، 85). این خصوصیات در تصنیفهای قدیمی ایرانی به نحوی بارز وجود داشت و از اوایل دورة پهلوی اول و رواج یافتن سلیقه های جدیدی که محمدعلی امیرجاهد، سیدجواد بدیع زاده * ، اسماعیل مهرتاش ، و رهی معیری مروّج اصلی آن بودند، بویژه در دوره ای که ترانه سرایی جانشین تصنیف سازی گردید، اینگونه تصانیف کم شد. آخرین راوی این هنر، علی اصغر بهاری * ، نوازندة برجستة کمانچه ، بود که تصانیف کوتاهی می ساخت و به شاگردانش می آموخت .
تصنیف ، برنامه های طولانیِ اجراهای سنگین و مفصّلِ موسیقی سنّتی ایرانی را تلطیف می کرد و گاهی در جای مناسب از آن استفاده می شد. در موسیقی ایرانی ، «متون آوازی » اهمیت ویژه داشته است و متون ضربی ، چهار مضرابها و تصنیفها در اصل برای زیباتر کردن متن آواز یا ساز بوده اند. امروزه تصنیف تقریباً همة زمینة موسیقی بازمانده از سنّت هنری قدیم ایرانی را در بر گرفته است (لطفی ، 1372 ش ، ص 206).
تصنیف ناوک مژگان :
از نوک مژگان می زنی
تیرم چند تیرم چند تیرم چند
غم عشقت مرا
از پای افکند پای افکند پای افکند
از نوک مژگان می زنی
تیرم چند تیرم چند تیرم چند
غم عشقت مرا
از پای افکند پای افکند پای افکند
چرا می زنی می زنی می زنی می زنی یار
چرا می کشی می کشی می کشی می کشی یار
تو با ناوک مژگان همه خلق جهان را
همه پیر و جوان را جانم
همه پیر و جوان را
تصنيف از شيدا
تنظيم فرامرز پايور
با صداي نادر گلچين
