آخرین پست مهر

 

با همه لحن خوش آوایی ام

در بدر کوچه تنهایی ام

 

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر

نغمه تو از همه پرشورتر


کاش که این فاصله را کم كني

محنت این قافله را کم کنی


کاش که همسایه ما می شدي

مایه آسایش ما می شدی


هر که به دیدار تو نایل شود

یک شبه حلال مسایل شود


دوش مرا حال خوشی دست داد

سینه ما را عطشی دست داد


نام تو بردم لبم آتش گرفت

شعله به دامان سیاوش گرفت


نام تو آرامش جان من است

نامه تو خط امان من است


 

ای نگه ات خاستگه آفتاب

بر من ظلمت زده یک شب بتاب


پرده برانداز ز چشم ترم

تا بتوانم به رخت بنگرم


ای نفست یار و مددکار ما

کی و کجا وعده دیدار ما


خبر آمد خبری در راه است

سرخوش آن دل که از آن آگاه است


شاید این جمعه بیاید شاید

پرده از چهره گشاید شايد

 

دست افشان پایکوبان میروم

بر در سلطان خوبان میروم

 

میروم بار دگر مستم کند

بی سر و بی پا و بی دستم کند

 

میروم کز خویشتن بیرون شوم

در پی لیلا رخی مجنون شوم

 

هر که نشناسد امام خویش را

بر که بسپارد زمام خویش را

 

دست ساقی چون سر خم را گشود

جز محمد هیچ کس آنجا نبود

 

جام آن آیینه را سیراب کرد

وز جمالش خویش را بیتاب کرد

 

موج زلف مصطفی را تاب داد

ذوالفقار غیرتش را آب داد

 

در پی احمد علی آمد پدید

در کف او بود میزان و حدید

 

بوالعجب بین روح حق را در دو جسم

هر دو یک معنی ولی کن در دو اسم

 

در حقیقت هر دو یک آیینه اند

یک زبان و یک دل و یک سینه اند

 

یک نظر بر پرده نقاش کن

تاب گیسوی قلم را فاش کن

 

آفرین گو پنجه معمار را

تا نماید بر تو این اسرار را

 

فاش میگوید به ما لوح و قلم

از وجود چهارده بی بیش و کم

 

چهارده گیسوی در هم ریخته

چهارده ..... فلک آویخته

 

چهارده ماه فلک پرواز کن

چهارده خورشید هستی ساز کن

 

 

تا یادتون نرفته ، صلواتی نثار روح مرحوم آقاسی کنید .

 

 

در  دروازه را می‌توان بست ولی دهان مردم را نمی‌توان بست

 

هر گاه کسی از عیب جویی و خرده گیری دیگران در مورد اعمال و رفتار خود احساس تألم و ناراحتی کند عبارت بالا از باب دلجویی و نصیحت گفته می‌شود تا رضای وجدان و خشنودی خالق را وجهۀ نظر و همت قرار دهد و به گفتار و انتقادات نابجای عیب جویان و خرده گیران وقعی ننهد و در کار خویش دلسرد و مأیوس نگردد.

 
اکنون ببینیم این عبارت مثلی از کیست و چه واقعه ای آن را بر سر زبانها انداخته است. بعضی از داستان نویسان عبارت مثلی بالا را از ملانصرالدین می‌دانند در حالی که ملانصرالدین و یا ملانصیرالدین یک شخصیت افسانه ای است که هنوز وجود تاریخی وی مشخص نگردیده و به عقیدۀ صاحب ریحانة الادب، این کلمه ظاهراً از تخلیط نام چند تن از هزل گویان و لیطفه پردازان بوده است. حقیقت مطلب این است که ذوق لطیف ایرانی از یکی از مواعظ و نصایح حکیمانه لقمان به فرزندش استفاده کرده آن را به شکل و هیئت عنوان این مقاله در افواه عمومی مصطلح گردانیده است.

 

 لقمان حکیم را نصایح آموزنده ای است که اگرچه روی سخن با فرزند دارد ولی مقصودش جلب توجه عمومی است تا نیک و بد را بشناسند و زشت و زیبا را از یکدیگر تمیز دهند.

یکی از نصایح حکیمانۀ لقمان به فرزندش این بود که در اعمال و رفتارش صرفاً خشنودی خالق و رضای وجدان را منظور دارد. از تمجید و تحسین خلق مغرور نشود و تعریض و کنایۀ عیب جویان و خرده گیران را با خونسردی و بی اعتنایی تلقی کند. پسر لقمان که چون پدرش اهل چون و چرا بود برای اطمینان خاطر شاهد عینی خواست تا فروغ حکمت پدر از روزنۀ دیده بر دل و جانش روشنی بخشد.

 

چون نویسندۀ دانشمند آقای صدر بلاغی در این مورد حق مطلب را به خوبی ادا کرده است علی هذا بهتر دانستیم که دنبالۀ مطلب را در رابطه با ضرب المثل بالا به دست و زبان این روحانی گرانقدر بسپاریم:

...لقمان گفت: هم اکنون ساز و برگ سفر بساز و مرکب را آماده کن تا در طی سفر پرده از این راز بردارم. فرزند لقمان دستور پدر را به کار بست و چون مرکب را آماده ساخت لقمان سوار شد و پسر را فرمود تا به دنبال او روان گشت. در آن حال بر قومی بگذشتند که در مزارع به زراعت مشغول بودند. قوم چون در ایشان بنگریستند زبان به اعتراض بگشودند و گفتند: زهی مرد بی رحم و سنگین دل که خود لذت سواری همی چشد و کودک ضعیف را به دنبال خود پیاده می‌کشد.

 

در این هنگام لقمان پسر را سوار کرد و خود پیاده در پی او روان شد و همچنان می‌رفت تا به گروهی دیگر بگذشت. این بار چون نظارگان این حال بدیدند زبان اعتراض باز کردند که: این پدر مغفل را بنگرید که در تربیت فرزند چندان قصور کرده که حرمت پدر را نمی‌شناسد و خود که جوان و نیرومند است سوار می‌شود و پدر پیر و موقر خویش را پیاده از پی همی ببرد. در این حال لقمان نیز در ردیف فرزند سوار شد و همی رفت تا به قومی دیگر بگذشت. قوم چون این حال بدیدند از سر عیب جویی گفتند: زهی مردم بی رحم که هر دو بر پشت حیوانی ضعیف برآمده و باری چنین گران بر چارپایی چنان ناتوان نهاده‌اند در صورتی که اگر هر کدام از ایشان به نوبت سوار می‌شدند هم خود از زحمت راه می‌رستند و هم مرکبشان از بارگران به ستوه نمی‌آمد.

 

دراین هنگام لقمان و پسر هر دو از مرکب به زیر آمدند و پیاده روان شدند تا به دهکده ای رسیدند. مردم دهکده چون ایشان را بر آن حال دیدند نکوهش آغاز کردند و از سر تعجب گفتند: این پیر سالخورده و جوان خردسال را بنگرید که هر دو پیاده می‌روند و رنج راه را بر خود می‌نهند در صورتی که مرکب آماده پیش رویشان روان است، گویی که ایشان این چارپا را از جان خود بیشتر دوست دارند.

 

چون کار سفر پدر و پسر به این مرحله رسید لقمان با تبسمی آمیخته به تحسر فرزند را گفت: این تصویری از آن حقیقت بود که با تو گفتم و اکنون تو خود در طی آزمایش و عمل دریافتی که خشنود ساختن مردم و بستن زبان عیب جویان و یاوه سرایان امکان پذیر نیست و از این رو مرد خردمند به جای آنکه گفتار و کردار خود را جلب رضا و کسب ثنای مردم قرار دهد می‌باید تا خشنود وجدان و رضای خالق را وجهۀ همت خود سازد و در راه مستقیمی که می‌پیماید به تمجید و تحسین بهمان و توبیخ و تقریع فلان گوش فرا ندهد.

آری براستی که در  دروازه را می‌توان بست ولی دهان مردم را نمی‌توان بست .

 

 

آهنگ های منتخب ماه

 

 

 

 

 

 

تیتراژهای سریال دلنوازان با صدای علی لهراسبی

تیتراژ 1 

تیتراژ 2

 

تیتراژ برنامه نشانی با صدای محسن یگانه

نشانی

 

دو آهنگ از آلبوم عشق من باش با صدای بهنام صفوی

رفیق نیمه راه 

تبریک

 

آهنگ تقدیر با صدای جواد رضویان

تقدیر

 

دو آهنگ جدید با صدای فرزاد فرزین

پنجره

عاشقت بودم

 

 

 

دانستنی ها

 

 

- شیرینی تنها مزه ای است که جنین در رحم مادر هم می فهمد

- زنبور عسل ۵ چشم دارد که ۲ تا اصلی در بغل سر و ۳ تا بر روی سر اون قرار داره

- ۲۰ درصد آب شیرین جهان میان آمریکا و کانادا قرار دارد.

- خرس نوزاد ۶۰۰ بار از مادر خود کوچکتر است

- بیماری قند اولین عامل کوری در مردم جهان است

- فشار در مرکز خورشید تقریبا ۷۰۰ میلیون تن بر ۴,۵ متر مربع است.

- طول عمر مردم سوید و ژاپن از دیگر ملل جهان بیشتر است.

- ۶۰٪ از ماهواره های جهان نظامی و ۴۰٪ بقیه غیر نظامی است.

- در هر ثانیه ۵۰۰۰ بیلیون بیلیون الکترون به صفحه TV برخورد میکند تا تصویر را ایجاد کند

- یک بیلیون برابر با میلیون ضرب در میلیون است

- خوردن ۱ سیب اول صبح، بیشتر از قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می‌شود

- سس کچاپ در سال ۱۸۳۰ به عنوان یک دارو به فروش می‌رفته است

- Stewardesses طولانی‌ترین کلمه‌ایست که می‌توانید با دست چپ تایپش کنید

- اکثر افراد در کمتر از ۷ دقیقه خوابشان می‌برد!

- نعره یک نوع شیر تا ۳ کیلومتری شنیده میشود

- مورچه در مایکروویو زنده میماند

- کره زمین از ۱۰۲ عنصر بوجود آمده و این ۱۰۲ عنصر در بدن انسان وجود دارد

- تعداد چینی‌های که انگلیسی بلدند، از آمریکایی‌های که انگلیسی بلدند، بیشتر است

- وزن کوه یخی متوسط الحجم ۲۰ میلیون تن است

 

 

نحوه فعال سازي سرويس GPRS براي انواع سيم كارت

 

مشترکین شرکت همراه اول 

   

کاربرانی که از سیم کارت دائمی یا اعتباری شرکت همراه اول استفاده می نمایند باید به آدرس

الکترونیکی  www.mci.ir  مراجعه كرده و با توجه به راهنمايي سايت مراحل فعالسازی سرویس GPRS

انجام دهند.

 

 

مشترکین شرکت ایرانسل

   

کاربرانی که ازسیم کارت اعتباری ایرانسل استفاده می کنند:

جهت فعال سازی سرویس GPRS کد  6*3*140* را وارد نمایند.

   

کاربرانی که از سیم کارت دائمی ایرانسل استفاده می کنند :

 جهت فعال سازی سرویس GPRS کد  6*3*130* را وارد نمایند.

 

 

مشترکین شرکت تالیا

 

کاربرانی که از سیم کارت اعتباری تالیا استفاده می کنند : برای درخواست فعال سازی سرویس GPRS

کافیست مشترک از سیم کارت تالیای خود یک پیام کوتاه حاوی شماره موبایل خود را به شماره

 50003232 ارسال کند.

سرویس اتصال به اینترنت تا 48 ساعت بعد از ارسال این پیام کوتاه فعال خواهد شد.

 

 

 

سرگذشت یک شعر

اين شعر زیبای مهرداد اوستا رو حتما یادتونه ؛ تو كتاب ادبيات پيش دانشگاهي :

 

وفا نكردي و كردم، خطا نديدي و ديدم
شكستي و نشكستم، بُريدي و نبريدم

اگر ز خلق ملامت، و گر ز كرده ندامت
كشيدم از تو كشيدم، شنيدم از تو شنيدم ...

 

 

ولی داستانی که باعث سروده شدن این شعر شده به گوش کمتر کسی رسیده .

و اما سرگذشت اين شعر :

مهرداد اوستا در جوانی عاشق دختری شده و قرار ازدواج می گذارند.

دختر جوان به دلیل رفت و آمد هایی که به دربار شاه داشته ، پس از مدتی مورد توجه شاه قرار گرفته و شاه به او پیشنهاد ازدواج می دهد.

دوستان نزدیک اوستا که از این جریان باخبر می شوند، به هر نحوی که اوستا متوجه خیانت نامزدش نشود سعی می کنند عقیده ی او را در ادامه ی ارتباط با نامزدش تغییر دهند .

ولی اوستا به هیچ وجه حاضر به بر هم زدن نامزدی و قول خود نمی شود .

تا اینکه یک روز  مهرداد اوستا به همراه دوستانش ، نامزد خود را در لباسی که هدیه ای از اوستا بوده ، در حال سوار شدن بر خودروی مخصوص دربار می بیند...

مهرداد اوستا ماه ها دچار افسردگی شده و تبدیل به انسانی ساکت و کم حرف می شود.

سالها بعد از پیروزی انقلاب ، وقتی شاه از دنیا می رود ، زن های شاه از ترس فرح ، هر کدام به کشوری می روند و نامزد اوستا به فرانسه .

در همان روزها ، نامزد اوستا به یاد عشق دیرین خود افتاده و دچار عذاب وجدان می شود .

و در نامه ای از مهرداد اوستا می خواهد که او را ببخشد.

اوستا نیز در پاسخ نامه ی او تنها این شعر را می سراید.

حالا یک بار دیگه شعر رو به طور كامل بخونید ...

 

وفا نكردي و كردم، خطا نديدي و ديدم
شكستي و نشكستم، بُريدي و نبريدم

اگر ز خلق ملامت، و گر ز كرده ندامت
كشيدم از تو كشيدم، شنيدم از تو شنيدم

كي ام، شكوفه اشكي كه در هواي تو هر شب
ز چشم ناله شكفتم، به روي شكوه دويدم

مرا نصيب غم آمد، به شادي همه عالم
چرا كه از همه عالم، محبت تو گزيدم

چو شمع خنده نكردي، مگر به روز سياهم
چو بخت جلوه نكردي، مگر ز موي سپيدم

بجز وفا و عنايت، نماند در همه عالم
ندامتي كه نبردم، ملامتي كه نديدم

نبود از تو گريزي چنين كه بار غم دل
ز دست شكوه گرفتم، بدوش ناله كشيدم

جواني ام به سمند شتاب مي شد و از پي
چو گرد در قدم او، دويدم و نرسيدم

به روي بخت ز ديده، ز چهر عمر به گردون
گهي چو اشك نشستم، گهي چو رنگ پريدم

وفا نكردي و كردم، بسر نبردي و بردم
ثبات عهد مرا ديدي  اي فروغ اميدم  ؟

                                  

 

 

منبع : وبلاگ سیب های کال

 

جمعه

سلام

اینو هم به یاد آقا فرهاد کاظمی که همیشه اين شعر رو آخر مجالس اهل بیت میخونه

و برای شما عزیزان تو اين پست قرار میدهیم ؛ اميدوارم خوشتون بياد .

 

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن ، تبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه

ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام

دوبار صبح ، ظهر نه غروب شد نیامدی

 

(( مهدی جهاندار ))

 

 

 

خلاصه ای از زندگانی امام صادق (ع)

حضرت امام جعفر صادق عليه السلام  در روز 17 ربيع الاول سال 83 هجرى

چشم به جهان گشود.


كنيه آن حضرت : (ابوعبداللّه ) و لقبش (صادق ) است .

 

پدر ارجمندشان امام باقر (ع) و مادرش ام فروة است .

 

حضرت صادق تا سن 12 سالگى معاصر جد گراميش حضرت سجاد بود .

پس از رحلت امام چهارم مدت 19 سال نيز در خدمت پدر بزرگوارش امام

 محمّد باقر (ع ) زندگى كرد .

امام صادق در سال 114 هجری قمری پس از شهادت پدرش در سن 31

سالگی به امامت رسید .

 

زندگى پربار امام جعفر صادق (ع ) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنى اميه

 ( هشام بن عبدالملك  -  وليد بن يزيد  -  يزيد بن وليد  -  ابراهيم بن وليد  -

مروان حمار )

امامتش مصادف بود با اواخر حکومت امویان که در سال 132 به عمر آن پایان

 داده شد و اوایل حکومت عباسیان.

و از خلفای عباسی نیز معاصر بود با :

 عبدالله بن محمد مشهور به سفاح (132-137)

 ابوجعفر مشهور به منصور دوانیقی (137-158)

 

ابوحنیفه رئیس یکی از چهار فرقه اهل سنت مدتی شاگرد ایشان بود .

 

آن حضرت در سن 65 سالگی در سال 148 هجری به دستور منصور دوانیقی

به شهادت رسید و در قبرستان معروف بقیع در کنار مرقد پدر و جدّ خودش

مدفون گردید .

 

 

آثار امام صادق (ع):


غالب آثار امام (ع) به عادت معهود عصر، کتابت مستقیم خود ایشان نیست و غالبا املای امام (ع) یا

بازنوشت بعدی مجالس ایشان است. بعضی از آثار نیز منصوب است و قطعی الصدور نیست.


 1- از آثار مکتوب امام صادق (ع) رساله به عبدالله نجاشی (غیر از نجاشی رجالی) است. نجاشی صاحب رجال معتقد است  که تنها تصنیفی که امام به دست خود نوشته اند همین اثر است.

2- رساله ای که شیخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از حضرت روایت کرده است شامل مباحث فقه و کلام.


 3- کتاب معروف به توحید مفضل، در مباحث خداشناسی و رد دهریه که املاء امام (ع) و کتاب مفضل بن عمر جعفی است.

 4- کتاب الاهلیلجه که آن نیز روایت مفضل بن عمر است و همانند توحید مفضل در خداشناسی و اثبات صانع است و تماما در بحارالانوار مندرج است.

 5- مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه که منسوب به امام صادق (ع) و بعضی از محققان شیعه از جمله مجلسی،‌ صاحب وسایل (حرعاملی) و صاحب ریاض العلما، صدور آن را از ناحیه حضرت رد کرده اند.


 6- رساله ای از امام (ع) خطاب به اصحاب که کلینی در اول روضه کافی به سندش از اسماعیل بن جابر ابی عبدالله نقل کرده است.

7-  رساله ای در باب غنائم و وجوب خمس که در تحف العقول مندرج است.

 8-  بعضی رسائل که جابربن حیان کوفی از امام (ع) نقل کرده است.


 9- کلمات القصار که بعدها به آن نثرالدرد نام داده اند که تماما در تحف العقول آمده است.


10-  چندین فقره از وصایای حضرت خطاب به فرزندش امام موسی کاظم (ع) سفیان شوری،‌ عبدالله بن جندب، ابی جعفر نعمان احول، عنوان بصری،‌  که در حلیه الاولیاء و تحف العقول ثبت گردیده است.

# همچنین ادعیه امام صادق (علیه السلام) (الصحیفة الصادقیة و الصادصیة الجامعة): مجموعه ادعیه معتبره ای است که از دو امام بزرگوار پنجم و ششم (علیهماالسلام) در کتب روایی شیعه وارد شده است.

 

 

 

شهادت امام صادق (ع) بر تمامی مسلمانان تسلیت باد

 

       

به نام خدا

ای نام تو بهترین سرآغاز ...